انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
component
مؤلفه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مؤلفه
- جزء
- اجزا
معنی و کاربرد
مؤلفه
noun — اسمEnglish meaningA part or element of a larger whole.
فنی و علمی
Each component must be tested.
هر مؤلفه باید آزمایش شود.
The components fit together.
مؤلفهها با هم جور میشوند.
هممعنیها (انگلیسی)
- constituent
- element