پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

compulsion

جبر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جبر
  • اجبار
  • ناچاری

معنی و کاربرد

  1. جبر

    noun — اسم
    English meaning

    The use of force or an irresistible pressure that makes someone act in a certain way.

    مجبور بودن و ناچاری

    • He acted under compulsion, not by choice.

      او از روی جبر عمل کرد، نه با اختیار.

    • Compulsion removes freedom.

      جبر آزادی را از میان می‌برد.

    • They accepted the terms under compulsion.

      آن‌ها شرایط را از روی جبر پذیرفتند.

  2. جبر (ریاضی)

    noun — اسم
    English meaning

    A branch of mathematics that uses letters and symbols to represent numbers and quantities.

    شاخه‌ای از ریاضیات

    • She is good at algebra.

      او در جبر خوب است.

    • Algebra is taught in high school.

      جبر در دبیرستان تدریس می‌شود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • coercion
  • force
  • constraint

متضادها (انگلیسی)

  • free will
  • choice

ترکیب‌های رایج

  • under compulsion
  • by compulsion

یادداشت کاربرد

جبر هم به معنای اجبار و هم نام شاخه‌ای از ریاضیات است.

واژه‌های مرتبط

  • coercion