انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
concave
مقعر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مقعر
- گود
معنی و کاربرد
مقعر
adjective — صفتEnglish meaningHaving an outline or surface that curves inward.
هندسه و نور
The mirror is concave.
آینه مقعر است.
A concave lens spreads light.
عدسی مقعر نور را پخش میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- hollowed
متضادها (انگلیسی)
- convex
ترکیبهای رایج
- concave lens
- concave mirror
واژههای مرتبط
- تقعر