پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

concave

مقعر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مقعر
  • گود

معنی و کاربرد

  1. مقعر

    adjective — صفت
    English meaning

    Having an outline or surface that curves inward.

    هندسه و نور

    • The mirror is concave.

      آینه مقعر است.

    • A concave lens spreads light.

      عدسی مقعر نور را پخش می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hollowed

متضادها (انگلیسی)

  • convex

ترکیب‌های رایج

  • concave lens
  • concave mirror

واژه‌های مرتبط

  • تقعر