انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
concluded
منعقد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منعقد
- بستهشده
- برگزارشده
معنی و کاربرد
منعقد
adjective — صفتEnglish meaningOf a contract or meeting: formally held, made, or concluded.
قرارداد یا جلسهای که برپا یا بسته شده
The meeting was held in the morning.
جلسه صبح منعقد شد.
The contract was concluded last year.
قرارداد سال گذشته منعقد شد.
شکلهای واژه
- past stem
- منعقد شد
هممعنیها (انگلیسی)
- convened
- signed
- held
متضادها (انگلیسی)
- dissolved
- canceled
ترکیبهای رایج
- hold a meeting
- conclude a contract
یادداشت کاربرد
منعقد معمولا در ترکیب «منعقد شدن» و «منعقد کردن» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- برگزار
- بسته