پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

concluded

منعقد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منعقد
  • بسته‌شده
  • برگزارشده

معنی و کاربرد

  1. منعقد

    adjective — صفت
    English meaning

    Of a contract or meeting: formally held, made, or concluded.

    قرارداد یا جلسه‌ای که برپا یا بسته شده

    • The meeting was held in the morning.

      جلسه صبح منعقد شد.

    • The contract was concluded last year.

      قرارداد سال گذشته منعقد شد.

شکل‌های واژه

past stem
منعقد شد

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • convened
  • signed
  • held

متضادها (انگلیسی)

  • dissolved
  • canceled

ترکیب‌های رایج

  • hold a meeting
  • conclude a contract

یادداشت کاربرد

منعقد معمولا در ترکیب «منعقد شدن» و «منعقد کردن» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • برگزار
  • بسته