انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
confined
دربند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دربند
- محصور
- گرفتار
معنی و کاربرد
دربند
adjective — صفتEnglish meaningRestricted in area or movement; kept within limits.
محدود و دربسته
He felt confined in the small room.
او در اتاق کوچک احساس دربند بودن میکرد.
The animals were confined to cages.
حیوانات در قفس محصور بودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- restricted
- enclosed
- imprisoned
متضادها (انگلیسی)
- free
ترکیبهای رایج
- confined to
واژههای مرتبط
- confine