پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

confined

دربند به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دربند
  • محصور
  • گرفتار

معنی و کاربرد

  1. دربند

    adjective — صفت
    English meaning

    Restricted in area or movement; kept within limits.

    محدود و دربسته

    • He felt confined in the small room.

      او در اتاق کوچک احساس دربند بودن می‌کرد.

    • The animals were confined to cages.

      حیوانات در قفس محصور بودند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • restricted
  • enclosed
  • imprisoned

متضادها (انگلیسی)

  • free

ترکیب‌های رایج

  • confined to

واژه‌های مرتبط

  • confine