انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
confronted
مواجه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مواجه
- روبهرو
- رویارو
معنی و کاربرد
مواجه
adjective — صفتEnglish meaningFaced with or brought face to face with a situation or person.
روبهرو شدن با چیزی
They were confronted with a difficult choice.
آنها با انتخابی دشوار مواجه شدند.
He stood confronted by his accusers.
او در برابر متهمکنندگانش قرار گرفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- faced
- encountered
- challenged
ترکیبهای رایج
- be confronted with
واژههای مرتبط
- confront