پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

confronted

مواجه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مواجه
  • روبه‌رو
  • رویارو

معنی و کاربرد

  1. مواجه

    adjective — صفت
    English meaning

    Faced with or brought face to face with a situation or person.

    روبه‌رو شدن با چیزی

    • They were confronted with a difficult choice.

      آن‌ها با انتخابی دشوار مواجه شدند.

    • He stood confronted by his accusers.

      او در برابر متهم‌کنندگانش قرار گرفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • faced
  • encountered
  • challenged

ترکیب‌های رایج

  • be confronted with

واژه‌های مرتبط

  • confront