پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

confused

مغشوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مغشوش
  • آشفته
  • درهم

معنی و کاربرد

  1. مغشوش

    adjective — صفت
    English meaning

    In a disordered or muddled state; not clear or orderly.

    وضعیت یا امری که آشفته و بی‌نظم است

    • The accounts were confused and unclear.

      حساب‌ها مغشوش و نامشخص بود.

    • His thoughts were confused after the accident.

      اندیشه‌هایش پس از آن حادثه مغشوش بود.

    • The situation remained confused for days.

      وضعیت روزها مغشوش ماند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • muddled
  • jumbled
  • disordered

متضادها (انگلیسی)

  • clear
  • orderly

ترکیب‌های رایج

  • confused situation
  • confused state
  • confused account

یادداشت کاربرد

مغشوش بر آشفتگی و ناخالصی و بی‌نظمی امور یا ذهن دلالت دارد.