پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

confusion

آشفتگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آشفتگی
  • پریشانی
  • بی‌نظمی

معنی و کاربرد

  1. آشفتگی

    noun — اسم
    English meaning

    A state of disorder or being confused.

    بی‌نظمی و پریشانی

    • The room was in confusion.

      اتاق در آشفتگی بود.

    • His confusion was obvious.

      آشفتگی او آشکار بود.

    • The news caused great confusion.

      آن خبر آشفتگی زیادی پدید آورد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • disorder
  • turmoil

متضادها (انگلیسی)

  • order
  • calm

ترکیب‌های رایج

  • in confusion

واژه‌های مرتبط