انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
conjecture
گمانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گمانه
- حدس
- گمان
معنی و کاربرد
گمانه
noun — اسمEnglish meaningAn opinion formed without sufficient evidence; a guess.
حدس و گمان
This is only a conjecture.
این تنها یک گمانه است.
His conjecture proved wrong.
گمانه او نادرست از آب درآمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- guess
- speculation
متضادها (انگلیسی)
- certainty
ترکیبهای رایج
- mere conjecture
یادداشت کاربرد
در باستانشناسی به معنای گمانهزنی نیز هست.