انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
connoisseur
شناس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شناس
- خبره
- کارشناس
معنی و کاربرد
شناس
noun — اسمEnglish meaningAn expert judge in matters of taste, especially in the fine arts.
هنر و ذوق
He is a connoisseur of Persian carpets.
او شناس فرشهای ایرانی است.
A connoisseur can tell real art from fake.
یک شناس میتواند هنر اصیل را از تقلبی تشخیص دهد.
شکلهای واژه
- plural
- connoisseurs
هممعنیها (انگلیسی)
- expert
- specialist
- judge
متضادها (انگلیسی)
- novice
ترکیبهای رایج
- connoisseur of art
یادداشت کاربرد
«شناس» در پایان واژهها نیز به معنای خبره به کار میرود.