پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

consecutive

پشت‌سرهم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پشت‌سرهم
  • متوالی
  • پیاپی

معنی و کاربرد

  1. پشت‌سرهم

    adjective — صفت
    English meaning

    Following one after another without interruption; in a row.

    عمومی

    • He won three consecutive matches.

      او سه مسابقه پشت‌سرهم را برد.

    • The events happened one after another.

      رویدادها پشت‌سرهم رخ دادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • successive
  • sequential
  • running

متضادها (انگلیسی)

  • intermittent

ترکیب‌های رایج

  • consecutive days

واژه‌های مرتبط