پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

consistency

قوام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قوام
  • استحکام
  • انسجام

معنی و کاربرد

  1. قوام

    noun — اسم
    English meaning

    The degree of thickness or firmness of a substance; strength.

    میزان غلظت و استحکام

    • Stir until the sauce thickens to the right consistency.

      هم بزن تا سس به قوام مناسب برسد.

    • The team showed consistency.

      تیم انسجام نشان داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • firmness
  • density

متضادها (انگلیسی)

  • thinness

یادداشت کاربرد

قوام یعنی غلظت و استحکام یک ماده.

واژه‌های مرتبط