انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
consistency
قوام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قوام
- استحکام
- انسجام
معنی و کاربرد
قوام
noun — اسمEnglish meaningThe degree of thickness or firmness of a substance; strength.
میزان غلظت و استحکام
Stir until the sauce thickens to the right consistency.
هم بزن تا سس به قوام مناسب برسد.
The team showed consistency.
تیم انسجام نشان داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- firmness
- density
متضادها (انگلیسی)
- thinness
یادداشت کاربرد
قوام یعنی غلظت و استحکام یک ماده.