انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
consolation
دلجویی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دلجویی
- تسلی
معنی و کاربرد
دلجویی
noun — اسمEnglish meaningComfort given to someone who is sad or distressed.
تسلی دادن
He visited his friend in consolation.
او برای دلجویی به دیدن دوستش رفت.
Words of consolation helped her.
سخنان دلجویی به او کمک کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- comfort
- solace
ترکیبهای رایج
- words of consolation
واژههای مرتبط
- console