انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
constancy
ثبوت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ثبوت
- پایداری
معنی و کاربرد
ثبوت
noun — اسمEnglish meaningThe quality of being unchanging and dependable; stability.
پایداری و استواری
The constancy of his love was clear.
ثبوت عشق او آشکار بود.
They praised her constancy.
آنها ثبوت او را ستودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- stability
- steadfastness
متضادها (انگلیسی)
- change
یادداشت کاربرد
به معنی اثبات هم هست.