پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

constant

ثابت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ثابت
  • پایدار
  • استوار

معنی و کاربرد

  1. ثابت

    adjective — صفت
    English meaning

    Not changing; staying the same over time.

    چیزی که تغییر نمی‌کند

    • The temperature remained constant all day.

      دما در تمام روز ثابت ماند.

    • He is a constant friend.

      او دوستی پایدار است.

شکل‌های واژه

adverb
constantly

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • steady
  • unchanging
  • fixed

متضادها (انگلیسی)

  • variable
  • changing

ترکیب‌های رایج

  • constant speed
  • remain constant
  • constant attention

یادداشت کاربرد

ثابت در ریاضی و فیزیک به‌معنای مقدار ثابت و در منطق به‌معنای اثبات‌شده نیز هست.

واژه‌های مرتبط