پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

constantly

مدام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مدام
  • پیوسته

معنی و کاربرد

  1. مدام

    adverb — قید
    English meaning

    Continuously over a period of time; all the time.

    به‌طور پیوسته

    • He is constantly checking his phone.

      او مدام تلفنش را چک می‌کند.

    • The baby cries constantly.

      نوزاد مدام گریه می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • always
  • continually
  • incessantly

متضادها (انگلیسی)

  • rarely
  • occasionally

ترکیب‌های رایج

  • constantly changing
  • constantly talking

یادداشت کاربرد

مدام رفتار یا حالتی را نشان می‌دهد که پیوسته تکرار می‌شود.

واژه‌های مرتبط