پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

contingent

منوط به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منوط
  • مشروط

معنی و کاربرد

  1. منوط

    adjective — صفت
    English meaning

    Subject to or dependent on something else.

    وابسته و مشروط به چیزی

    • The trip is contingent on the weather.

      سفر منوط به هواست.

    • Payment is contingent on delivery.

      پرداخت منوط به تحویل است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dependent
  • conditional

متضادها (انگلیسی)

  • unconditional

ترکیب‌های رایج

  • contingent on

واژه‌های مرتبط

  • depend