انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
contract
عقد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عقد
- قرارداد
- پیمان
معنی و کاربرد
قرارداد
noun — اسمEnglish meaningA written or spoken agreement that is intended to be enforceable by law.
توافق رسمی میان دو یا چند طرف
They signed a contract for the new house.
آنها برای خانهٔ جدید قراردادی امضا کردند.
The company broke the contract.
شرکت قرارداد را نقض کرد.
Read the contract carefully before signing.
پیش از امضا قرارداد را با دقت بخوان.
عقد
noun — اسمEnglish meaningThe formal contract of marriage, especially in Islamic law.
پیوند رسمی زناشویی
The marriage contract was signed in the presence of witnesses.
عقد ازدواج در حضور شاهدان امضا شد.
Their marriage contract took place last week.
عقد آنها هفتهٔ گذشته برگزار شد.
شکلهای واژه
- plural
- contracts
هممعنیها (انگلیسی)
- agreement
- pact
- deal
ترکیبهای رایج
- sign a contract
- marriage contract
- break a contract
یادداشت کاربرد
عقد هم به معنای قرارداد و پیمان است و هم به عقد ازدواج گفته میشود.