انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
convinced
متقاعد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متقاعد
- قانع
- باورمند
معنی و کاربرد
متقاعد
adjective — صفتEnglish meaningFully believing that something is true or that an action should be taken.
کسی که به چیزی اطمینان پیدا کرده است
I am convinced of his honesty.
من به صداقت او متقاعد شدهام.
She was not convinced by the argument.
او با آن استدلال متقاعد نشد.
قانع
adjective — صفتEnglish meaningSatisfied with an explanation or reason.
راضی و قانعشده
He finally convinced the judge.
او سرانجام قاضی را قانع کرد.
They convinced her to stay.
آنها او را قانع کردند که بماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- certain
- persuaded
- sure
متضادها (انگلیسی)
- doubtful
- unconvinced
ترکیبهای رایج
- convinced of
- firmly convinced
یادداشت کاربرد
متقاعد صفت مفعولی از اقناع است و بر قانع و باورمند شدن دلالت دارد.
واژههای مرتبط
- convince