پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

cook

پختن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پختن
  • آشپزی کردن
  • طبخ کردن

معنی و کاربرد

  1. پختن

    verb — فعل
    English meaning

    To prepare food by heating it, especially by boiling, baking, or frying.

    آماده کردن غذا با گرما

    • My mother cooks dinner every evening.

      مادرم هر شب شام می‌پزد.

    • He cooked rice for the guests.

      او برای مهمانان برنج پخت.

    • Cook the vegetables for ten minutes.

      سبزیجات را ده دقیقه بپز.

شکل‌های واژه

past tense
cooked
present participle
cooking

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • prepare
  • bake
  • boil

ترکیب‌های رایج

  • cook dinner
  • cook a meal
  • well-cooked

یادداشت کاربرد

پختن فعل متعدی و لازم است؛ هم «غذا پختن» و هم «غذا پخت» گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • bake
  • roast