پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cooked

پخته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پخته
  • پخته‌شده

معنی و کاربرد

  1. پخته

    adjective — صفت
    English meaning

    Having been prepared by heating; not raw.

    دربارهٔ غذای آماده‌شده با حرارت

    • The meat is well cooked.

      گوشت خوب پخته است.

    • Cooked vegetables are easier to digest.

      سبزیجات پخته آسان‌تر هضم می‌شوند.

  2. پخته

    adjective — صفت
    English meaning

    Mature and experienced; seasoned by life.

    دربارهٔ پختگی و تجربه

    • He is a mature and experienced man.

      او مردی پخته و کارآزموده است.

    • Her mature judgment impressed us.

      قضاوت پختهٔ او ما را تحت تأثیر گذاشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • done
  • mature
  • ripe

متضادها (انگلیسی)

  • raw
  • green
  • immature

ترکیب‌های رایج

  • well cooked
  • cooked meal

واژه‌های مرتبط