پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cooked

پخت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پخت
  • پخته

معنی و کاربرد

  1. پخت

    adjective — صفت
    English meaning

    Having been prepared by heating, ready to eat.

    آماده‌شده با گرما و آماده خوردن

    • The rice is cooked.

      برنج پخت شده است.

    • Cooked food should be eaten fresh.

      غذای پخت را باید تازه خورد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • prepared
  • done

متضادها (انگلیسی)

  • raw
  • uncooked

ترکیب‌های رایج

  • cooked meal
  • well cooked

یادداشت کاربرد

پخت صفت کوتاه‌شده پخته به معنای آماده‌شده با گرماست.