انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cooperation
تعاون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تعاون
- همکاری
معنی و کاربرد
تعاون
noun — اسمEnglish meaningThe act of working together toward a shared aim.
کار گروهی
Their cooperation solved the problem.
تعاون آنها مشکل را حل کرد.
We need international cooperation.
ما به تعاون بینالمللی نیاز داریم.
هممعنیها (انگلیسی)
- collaboration
- teamwork
متضادها (انگلیسی)
- competition
ترکیبهای رایج
- mutual cooperation