انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
core
هسته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- هسته
- مغز
- کانون
معنی و کاربرد
هسته
noun — اسمEnglish meaningThe central or most important part of something.
بخش مرکزی و اصلی
Honesty is at the core of our values.
صداقت در هسته ارزشهای ما است.
Remove the core of the apple.
هسته سیب را بیرون بیاور.
هسته
noun — اسمEnglish meaningThe central part of an atom or a fruit.
مرکز اتم یا میوه
The nucleus is the core of the atom.
هسته، مرکز اتم است.
شکلهای واژه
- plural
- cores
هممعنیها (انگلیسی)
- center
- heart
- nucleus
متضادها (انگلیسی)
- periphery
ترکیبهای رایج
- core value
- at the core