پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

core

هسته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • هسته
  • مغز
  • کانون

معنی و کاربرد

  1. هسته

    noun — اسم
    English meaning

    The central or most important part of something.

    بخش مرکزی و اصلی

    • Honesty is at the core of our values.

      صداقت در هسته ارزش‌های ما است.

    • Remove the core of the apple.

      هسته سیب را بیرون بیاور.

  2. هسته

    noun — اسم
    English meaning

    The central part of an atom or a fruit.

    مرکز اتم یا میوه

    • The nucleus is the core of the atom.

      هسته، مرکز اتم است.

شکل‌های واژه

plural
cores

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • center
  • heart
  • nucleus

متضادها (انگلیسی)

  • periphery

ترکیب‌های رایج

  • core value
  • at the core

واژه‌های مرتبط