پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

corrupt

فاسد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فاسد
  • تباه
  • گندیده

معنی و کاربرد

  1. فاسد

    adjective — صفت
    English meaning

    Willing to act dishonestly for money or power; also rotten or decayed.

    کسی یا چیزی که تباه و ناباب شده است

    • The corrupt official was arrested.

      مقام فاسد بازداشت شد.

    • The fruit had gone corrupt.

      میوه فاسد شده بود.

شکل‌های واژه

noun
corruption

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dishonest
  • rotten
  • decayed

متضادها (انگلیسی)

  • honest
  • fresh

ترکیب‌های رایج

  • corrupt government
  • corrupt practices

یادداشت کاربرد

فاسد هم تباهی اخلاقی و اداری را می‌رساند و هم گندیدگی مواد را.

واژه‌های مرتبط