پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

counterpart

لنگه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لنگه
  • قرینه
  • همتا

معنی و کاربرد

  1. لنگه

    noun — اسم
    English meaning

    A person or thing that corresponds to or has the same function as another.

    همتا و قرینه

    • The minister met his French counterpart.

      وزیر با همتای فرانسوی خود دیدار کرد.

    • Each shoe has its counterpart.

      هر کفش لنگهٔ خودش را دارد.

    • Our company is the counterpart of theirs.

      شرکت ما قرینهٔ شرکت آنهاست.

شکل‌های واژه

plural
counterparts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • equivalent
  • match
  • peer

ترکیب‌های رایج

  • counterpart of

یادداشت کاربرد

لنگه هم به معنای همتا و قرینه است و هم به یکی از یک جفت.

واژه‌های مرتبط