انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
countless
بیحساب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیحساب
- بیشمار
- بیحد
معنی و کاربرد
بیحساب
adjective — صفتEnglish meaningToo many to be counted; innumerable.
در وصف تعداد بسیار زیاد
Countless stars filled the night sky.
ستارگان بیشماری آسمان شب را پر کرده بودند.
She has helped countless people over the years.
او در طول سالها به افراد بیشماری کمک کرده است.
The war caused countless losses.
جنگ خسارتهای بیحسابی به بار آورد.
هممعنیها (انگلیسی)
- innumerable
- numberless
- myriad
متضادها (انگلیسی)
- few
- countable
ترکیبهای رایج
- countless times
- countless people
- countless possibilities
یادداشت کاربرد
بیحساب در این معنا با بیشمار هممعناست؛ در معنای دیگری به معنی بیحساب و کتاب یا ولخرج نیز هست.
واژههای مرتبط
- innumerable
- myriad