پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cowardly

ترسو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ترسو
  • بزدل
  • جبون

معنی و کاربرد

  1. ترسو

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking courage; easily frightened or afraid to face danger.

    کسی که زود می‌ترسد

    • He was too cowardly to admit his mistake.

      او آن‌قدر ترسو بود که اشتباهش را نپذیرد.

    • It was a cowardly act.

      کاری بزدلانه بود.

    • The cowardly dog hid under the bed.

      سگ ترسو زیر تخت پنهان شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • timid
  • fearful
  • spineless

متضادها (انگلیسی)

  • brave
  • courageous
  • bold

ترکیب‌های رایج

  • a cowardly act
  • cowardly behavior
  • too cowardly to

واژه‌های مرتبط