انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
credit
بستانکاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بستانکاری
- اعتبار
- طلب
معنی و کاربرد
بستانکاری
noun — اسمEnglish meaningThe amount owed to a creditor; money receivable.
مبلغی که به بستانکار تعلق دارد
The account shows a credit balance.
حساب بستانکاری نشان میدهد.
He recorded the credit in the ledger.
او بستانکاری را در دفتر ثبت کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- receivable
متضادها (انگلیسی)
- debit