پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

crime

جرم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جرم
  • جنایت
  • بزه

معنی و کاربرد

  1. جرم

    noun — اسم
    English meaning

    An action that is against the law and punishable by the state.

    قانون و مجازات

    • He was arrested for a serious crime.

      او به‌خاطر جرم جدی بازداشت شد.

    • The crime rate has fallen.

      نرخ جرم کاهش یافته است.

    • Stealing is a crime.

      دزدی جرم است.

  2. جرم (گناه)

    noun — اسم
    English meaning

    An action considered wrong or shameful.

    گناه

    • It would be a crime to waste this opportunity.

      هدر دادن این فرصت جرم است.

    • He felt his mistake was a crime.

      او حس می‌کرد اشتباهش جرم است.

شکل‌های واژه

plural
crimes

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • offense
  • violation
  • wrongdoing

متضادها (انگلیسی)

  • innocence
  • lawfulness

ترکیب‌های رایج

  • commit a crime
  • crime rate
  • crime scene

یادداشت کاربرد

جرم در فیزیک هم به معنای mass است، اما معنای رایج آن تخلف قانونی است.

واژه‌های مرتبط