پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

critical

بحرانی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بحرانی
  • وخیم
  • حساس

معنی و کاربرد

  1. بحرانی

    adjective — صفت
    English meaning

    Of decisive importance; at a point of crisis.

    وضعیت خطرناک و حساس

    • We are in a critical situation.

      در وضعیتی بحرانی هستیم.

    • This is a critical moment.

      این لحظه‌ای بحرانی است.

    • The patient is in critical condition.

      بیمار در وضعیت بحرانی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • crucial
  • grave

متضادها (انگلیسی)

  • stable

ترکیب‌های رایج

  • critical condition

واژه‌های مرتبط