انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
criticism
انتقاد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- انتقاد
- خردهگیری
- نقد
معنی و کاربرد
انتقاد
noun — اسمEnglish meaningThe expression of disapproval based on perceived faults or mistakes.
دربارهٔ خردهگیری
He faced harsh criticism from the press.
او با انتقاد تند مطبوعات روبهرو شد.
Constructive criticism helps us improve.
انتقاد سازنده به پیشرفت ما کمک میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- censure
- condemnation
- fault-finding
متضادها (انگلیسی)
- praise
- approval
ترکیبهای رایج
- harsh criticism
- constructive criticism
واژههای مرتبط
- criticize
- review