انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
crowded
پرازدحام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پرازدحام
- شلوغ
معنی و کاربرد
پرازدحام
adjective — صفتEnglish meaningFull of people or things; congested.
پرشده از مردم یا اشیا
The street was crowded at noon.
خیابان در ظهر پرازدحام بود.
We avoided the crowded market.
ما از بازار پرازدحام پرهیز کردیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- congested
- packed
- busy
متضادها (انگلیسی)
- empty
- deserted
ترکیبهای رایج
- crowded street
- crowded city
یادداشت کاربرد
پرازدحام یعنی پرشلوغ و پرمردم.