انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
crushed
له به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- له
- خرد
- کوبیده
معنی و کاربرد
له
adjective — صفتEnglish meaningPressed or squeezed so as to be broken or flattened.
فشرده یا خرد شده
The box was crushed.
جعبه له شد.
He crushed the can in his hand.
قوطی را در دستش له کرد.
The crushed fruit stained the cloth.
میوهٔ لهشده پارچه را لکهدار کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- squashed
- flattened
متضادها (انگلیسی)
- intact
ترکیبهای رایج
- get crushed
یادداشت کاربرد
له بیشتر بهصورت ترکیب فعلی «له کردن» یا «له شدن» به کار میرود.