انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
crushed
منکوب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منکوب
- سرکوبشده
معنی و کاربرد
منکوب
adjective — صفتEnglish meaningDefeated or subdued completely; overwhelmed.
کنایه از شکستخوردگی
The rebellion was crushed.
شورش منکوب شد.
He felt crushed by the criticism.
از آن انتقاد خود را منکوب حس کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- defeated
- subdued
- overwhelmed
متضادها (انگلیسی)
- triumphant
ترکیبهای رایج
- crushed by defeat