انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
crying
گریه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گریه
- گریستن
- زاری
معنی و کاربرد
گریه
noun — اسمEnglish meaningThe act of shedding tears, usually because of sadness, pain, or emotion.
حالت ریختن اشک از غم یا درد
The baby's crying kept me awake all night.
گریه بچه تمام شب مرا بیدار نگه داشت.
Her crying showed how deeply she was hurt.
گریه او نشان میداد چقدر عمیقا آزرده شده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- weeping
- sobbing
- wailing
متضادها (انگلیسی)
- laughter
ترکیبهای رایج
- start crying
- burst into crying
- crying baby
یادداشت کاربرد
گریه میتواند از غم، درد یا شادی شدید باشد.
واژههای مرتبط
- tears
- weep