انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
crystalline
کریستالی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کریستالی
- بلورین
معنی و کاربرد
کریستالی
adjective — صفتEnglish meaningMade of or resembling crystal; clear and transparent like crystal.
مربوط به کریستال یا شفاف مانند بلور
The water was crystalline and clear.
آب کریستالی و شفاف بود.
It has a crystalline structure.
ساختاری بلورین دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- translucent
- clear
متضادها (انگلیسی)
- opaque
ترکیبهای رایج
- crystalline structure
- crystalline water
یادداشت کاربرد
صفت منسوب به کریستال.