پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

crystallized

متبلور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متبلور
  • بلورین‌شده

معنی و کاربرد

  1. متبلور

    adjective — صفت
    English meaning

    Formed into crystals; solidified.

    به شکل بلور درآمده

    • The honey crystallized in the cold.

      عسل در سرما متبلور شد.

    • Crystallized sugar coated the fruit.

      شکر متبلور میوه را پوشاند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • solidified
  • hardened

متضادها (انگلیسی)

  • dissolved

واژه‌های مرتبط