پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cultured

فرهیخته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرهیخته
  • با فرهنگ
  • ادب‌آموخته

معنی و کاربرد

  1. فرهیخته

    adjective — صفت
    English meaning

    Showing good education, manners, and taste; refined and knowledgeable.

    فرهنگ و تربیت

    • He is a cultured and educated man.

      او مردی فرهیخته و تحصیل‌کرده است.

    • She came from a cultured family.

      او از خانواده‌ای فرهیخته بود.

    • The audience was cultured and attentive.

      شنوندگان فرهیخته و دقیق بودند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • refined
  • educated
  • civilized

متضادها (انگلیسی)

  • uncultured
  • vulgar

ترکیب‌های رایج

  • cultured person
  • cultured society

واژه‌های مرتبط