پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cunning

حیله‌گر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حیله‌گر
  • مکار
  • زیرک

معنی و کاربرد

  1. حیله‌گر

    adjective — صفت
    English meaning

    Skilled at using tricks or deceit to achieve one's goals; sly.

    کسی که با نیرنگ به هدف می‌رسد

    • The cunning fox escaped the trap.

      روباه حیله‌گر از تله فرار کرد.

    • He was too cunning to be caught.

      او آن‌قدر مکار بود که گرفتار نشود.

    • She used a cunning plan to win.

      او با نقشه‌ای حیله‌گرانه پیروز شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sly
  • crafty
  • devious

متضادها (انگلیسی)

  • honest
  • naive
  • straightforward

ترکیب‌های رایج

  • a cunning plan
  • cunning trick
  • cunning fox

واژه‌های مرتبط

  • sly
  • crafty
حیله‌گر به انگلیسی - ineng.ir