انگلیسیبه فارسیadverb — قید
cunningly
محیلانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- محیلانه
- مکارانه
- زیرکانه
معنی و کاربرد
محیلانه
adverb — قیدEnglish meaningIn a clever and deceitful manner; craftily.
وصف شیوهٔ عمل
He cunningly avoided the question.
او محیلانه از پاسخ پرهیز کرد.
She cunningly gained their trust.
او محیلانه اعتماد آنها را جلب کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- craftily
- slyly
- deceitfully
متضادها (انگلیسی)
- honestly
ترکیبهای رایج
- cunningly devised