انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
current
جاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جاری
- روان
- در جریان
معنی و کاربرد
جاری
adjective — صفتEnglish meaningFlowing or running, as of water; happening or existing now.
چیزی که در جریان و روان است یا اکنون برقرار است
The water is current and clean.
آب جاری و پاک است.
The current rules must be followed.
قواعد جاری باید رعایت شود.
A stream is still current in the garden.
جوی آبی هنوز در باغ جاری است.
جاری
adjective — صفتEnglish meaningIn force or in progress at the present time.
وضعیتی که اکنون در جریان است
The project is currently under way.
پروژه اکنون در جریان است.
Talks are currently ongoing.
مذاکرات اکنون جاری است.
هممعنیها (انگلیسی)
- flowing
- running
- ongoing
متضادها (انگلیسی)
- stagnant
- stopped
ترکیبهای رایج
- current account
- running water
- current situation
یادداشت کاربرد
جاری هم به معنای روان و در جریان است و هم به معنای برقرار و رایج.