انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
custom
رسم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رسم
- آداب
- سنت
معنی و کاربرد
رسم
noun — اسمEnglish meaningA traditional and widely accepted way of behaving in a society.
در آداب و سنت
It is a local custom.
این یک رسم محلی است.
We follow the old customs.
ما آداب کهن را رعایت میکنیم.
شکلهای واژه
- plural
- customs
هممعنیها (انگلیسی)
- tradition
- convention
- practice
ترکیبهای رایج
- local custom
- ancient custom
- by custom
یادداشت کاربرد
رسم در فارسی به معنای فعل «کشیدن و ترسیم کردن» نیز هست.