پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

customer

مشتری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مشتری
  • خریدار
  • ارباب‌رجوع

معنی و کاربرد

  1. مشتری

    noun — اسم
    English meaning

    A person who buys goods or services from a shop or business.

    تجارت

    • The customer paid in cash.

      مشتری نقد پرداخت کرد.

    • We value every customer.

      ما هر مشتری را ارج می‌نهیم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • client
  • buyer

متضادها (انگلیسی)

  • seller

ترکیب‌های رایج

  • regular customer
  • customer service

یادداشت کاربرد

مشتری همچنین نام سیاره برجیس است.

واژه‌های مرتبط