انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
customer
مشتری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مشتری
- خریدار
- اربابرجوع
معنی و کاربرد
مشتری
noun — اسمEnglish meaningA person who buys goods or services from a shop or business.
تجارت
The customer paid in cash.
مشتری نقد پرداخت کرد.
We value every customer.
ما هر مشتری را ارج مینهیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- client
- buyer
متضادها (انگلیسی)
- seller
ترکیبهای رایج
- regular customer
- customer service
یادداشت کاربرد
مشتری همچنین نام سیاره برجیس است.