انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cut
قطع به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قطع
- برش
- گسیختگی
معنی و کاربرد
قطع
noun — اسمEnglish meaningAn act of cutting, or an interruption or reduction of something.
بریدن یا گسستن چیزی
There was a cut in the power supply.
قطعی برق پیش آمد.
The company announced job cuts.
شرکت کاهش شغلها را اعلام کرد.
شکلهای واژه
- verb
- cut
هممعنیها (انگلیسی)
- cut
- interruption
- reduction
متضادها (انگلیسی)
- continuation
ترکیبهای رایج
- power cut
- cut off
- cut down
یادداشت کاربرد
قطع در ترکیب «قطع کردن» بهمعنای بریدن یا متوقف کردن است.