انگلیسیبه فارسیverb — فعل
cut
بریدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بریدن
- قطع کردن
معنی و کاربرد
بریدن
verb — فعلEnglish meaningTo divide or make an opening in something using a sharp tool.
جدا کردن یا شکافتن با ابزار تیز
Cut the bread into slices.
نان را به برشها ببر.
He cut his finger with a knife.
او انگشتش را با چاقو برید.
شکلهای واژه
- past tense
- cut
- past participle
- cut
- present participle
- cutting
هممعنیها (انگلیسی)
- slice
- sever
- chop
متضادها (انگلیسی)
- join
- attach
ترکیبهای رایج
- cut into
- cut off
- cut down
یادداشت کاربرد
بریدن هم به معنی قطع کردن و هم شکافتن است.