انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cut
برش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برش
- قطع
- بریدگی
معنی و کاربرد
برش
noun — اسمEnglish meaningA division or slice made by cutting something; the act of cutting.
جدا کردن یا بریدن بخشی از چیزی
Make a clean cut along the line.
در امتداد خط برشی تمیز بزن.
The surgeon made a small cut.
جراح برش کوچکی ایجاد کرد.
A deep cut on his hand needed stitches.
بریدگی عمیقی روی دستش بخیه لازم داشت.
شکلهای واژه
- plural
- cuts
هممعنیها (انگلیسی)
- slice
- incision
- gash
ترکیبهای رایج
- make a cut
- deep cut
- cross section
یادداشت کاربرد
برش در فنی و صناعی نیز به معنای مقطع و بخش جداشده به کار میرود.