پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cute

بانمک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بانمک
  • ناز
  • خوش‌نمک

معنی و کاربرد

  1. بانمک

    adjective — صفت
    English meaning

    Attractive in a pretty or endearing way; charming.

    جذاب و دلنشین به‌شکلی دلبرانه

    • What a cute baby!

      چه نوزاد بانمکی!

    • She has a cute smile.

      او لبخندی بانمک دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • adorable
  • charming
  • sweet

متضادها (انگلیسی)

  • ugly

یادداشت کاربرد

بانمک به چیزی یا کسی گفته می‌شود که دلبرانه و جذاب است.

واژه‌های مرتبط