انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
dad
بابا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بابا
- پدر
- آبجی
معنی و کاربرد
بابا
noun — اسمEnglish meaningAn informal word for father, used especially by children.
واژهٔ غیررسمی و کودکانه برای پدر
My dad taught me to ride a bike.
بابایم دوچرخهسواری را به من یاد داد.
Dad is cooking dinner.
بابا دارد شام میپزد.
شکلهای واژه
- plural
- dads
هممعنیها (انگلیسی)
- father
- papa
- daddy
متضادها (انگلیسی)
- mom
ترکیبهای رایج
- my dad
- dad and mom