انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
daily
روزانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- روزانه
- هر روز
معنی و کاربرد
روزانه
adjective — صفتEnglish meaningHappening, done, or produced every day.
وابسته به هر روز
This is my daily routine.
این برنامهٔ روزانهٔ من است.
She takes a daily walk.
او هر روز قدم میزند.
هممعنیها (انگلیسی)
- everyday
- quotidian
متضادها (انگلیسی)
- occasional
ترکیبهای رایج
- daily life
- daily basis